مطالعه تطبیقی برنامه‌درسی آموزش و پرورش فراگیر در آمریکا و فنلاند: دلالت‌هایی برای توسعه نظام آموزش فراگیر ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان

10.48310/mtt.2026.5178

چکیده

پیشینه و اهداف: آموزش فراگیر یکی از اصول بنیادین نظام‌های آموزشی معاصر است که بر حق برابر همه دانش‌آموزان، صرف‌نظر از توانایی‌ها یا ناتوانی‌های آنان، برای تحصیل در کنار همسالان خود در مدارس عادی تأکید دارد. با وجود پذیرش جهانی این اصل، اجرای آن با چالش‌های جدی همراه است و کشورهای مختلف مسیرهای متفاوتی را برای تحقق آن طی کرده‌اند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تطبیقی برنامه آموزش فراگیر در دو نظام آموزشی ایالات متحده آمریکا و فنلاند بر اساس عناصر نه‌گانه برنامه درسی فرانسیس کلاین و استخراج دلالت‌های آن برای توسعه برنامه آموزش فراگیر در نظام آموزش و پرورش ایران انجام شد. روش‌ها‌: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت کیفی است و با استفاده از الگوی مطالعه تطبیقی جرج بردی و طی چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه صورت گرفت. در این پژوهش، با توجه به تفاوت زمینه‌های اجتماعی آمریکا و فنلاند و تفاوت در بروندادهای آموزشی مرتبط با آموزش فراگیر، از استراتژی «نظام‌های اجتماعی متفاوت؛ بروندادهای آموزشی متفاوت» استفاده شد و کشورهای آمریکا و فنلاند به‌صورت هدفمند انتخاب شدند. داده‌ها به روش اسنادی از منابع معتبر داخلی و بین‌المللی، شامل قوانین، اسناد بالادستی، گزارش‌های رسمی و مقالات علمی، گردآوری و با استفاده از راهبرد سه‌سوسازی منابع تحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که هر دو نظام، على‌رغم پیشینه فرهنگی و سیاسی متفاوت، اصل دسترسی همه دانش‌آموزان به برنامه درسی عمومی و کاهش جداسازی را پذیرفته‌اند، اما سازوکار تحقق آن متفاوت است. آمریکا رویکردی حق‌محور و قانون‌مدار مبتنی بر چارچوب‌های حقوقی و برنامه آموزش انفرادی دارد، درحالی‌که فنلاند رویکردی پیشگیرانه و نظام‌محور مبتنی بر مداخله زودهنگام و حمایت چندسطحی را دنبال می‌کند. این تفاوت در عناصر نقش معلم، ارزشیابی، زمان و محیط یادگیری نیز به‌روشنی بازتاب یافته است. نتیجه‌گیری: توسعه آموزش فراگیر در ایران مستلزم حرکت هم‌زمان در دو جبهه تقویت ضمانت‌های اجرایی و حقوقی از یک سو، و ادغام آن در سیاست کلان آموزش باکیفیت همراه با پیشگیری و توانمندسازی حرفه‌ای معلمان از سوی دیگر است؛ به‌گونه‌ای که به‌جای کپی‌برداری از یک الگوی واحد، الگویی بومی متناسب با ظرفیت‌های کشور طراحی شود.

کلیدواژه‌ها